معماری؛ میراثی که هنوز زندگی می‌کند

پریسا شاه‌وردی، معمار و عضو هیات علمی دانشگاه ملی مهارت در یادداشتی نوشت: معماری، روایت زنده‌ای از شیوه زندگی، فرهنگ، اقلیم و باورهای انسان‌هاست؛ روایتی که اگر درست فهمیده شود، می‌تواند همچنان در زندگی امروز حضور داشته باشد و حتی برای ساختن آینده الهام‌بخش باشد. گیلان یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این نگاه است؛ سرزمینی که معماری آن طی قرن‌ها در گفت‌وگو با طبیعت شکل گرفته است. باران، رطوبت، پوشش گیاهی، زمین، مصالح بومی و شیوه زندگی مردم، همگی در شکل‌گیری معماری این منطقه نقش داشته‌اند. در اینجا خانه فقط یک سرپناه نیست؛ بخشی از رابطه انسان با طبیعت و جامعه است. ایوان، حیاط، فضای نیمه‌باز و استفاده از مصالح بومی، حاصل تجربه نسل‌هایی است که آموخته‌اند چگونه با ویژگی‌های محیط خود زندگی کنند. معماری بومی، پیش از آنکه یک سبک معماری باشد، نوعی دانش و تجربه زیسته درباره چگونگی ساختن و زندگی کردن است.

اهمیت این تجربه امروز بیش از گذشته احساس می‌شود. در شرایطی که افزایش مصرف انرژی، کاهش ارتباط انسان با طبیعت در فضاهای معماری و آشفتگی سیما و منظر شهری به چالش‌هایی جدی تبدیل شده است، بازخوانی معماری بومی می‌تواند درس‌های ارزشمندی برای معماری معاصر داشته باشد. البته این بازخوانی به معنای بازگشت به گذشته یا تکرار ظاهری خانه‌های سنتی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، شناخت حکمت این معماری و ترجمه آن به زبان امروز است. معماری معاصر گیلان می‌تواند از تجربه معماری بومی بیاموزد؛ از نحوه مواجهه با باران و رطوبت، از اهمیت فضای نیمه‌باز، از ارتباط ساختمان با فضای سبز، از استفاده سنجیده از مصالح بومی و از توجه به نور، تهویه طبیعی و کیفیت فضاهای جمعی. این اصول می‌توانند با فناوری‌های جدید و نیازهای امروز ترکیب شوند و معماری‌ای را شکل دهند که نه تقلید گذشته باشد و نه بیگانه با سرزمین.

در این میان، مسئولیت معمار نیز فراتر از طراحی یک ساختمان منفرد است. هر ساختمان بخشی از سیمای شهر و در نهایت بخشی از حافظه آینده جامعه خواهد شد. همان‌گونه که امروز از طریق خانه‌ها، بازارها و بافت‌های تاریخی درباره زندگی نسل‌های گذشته می‌آموزیم، نسل‌های آینده نیز از بناهایی که امروز ساخته می‌شوند، درباره فرهنگ و نگاه ما به انسان، طبیعت و محیط قضاوت خواهند کرد. بنابراین، معماری امروز در واقع بخشی از میراث فردای ماست.

شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های معماری بومی گیلان همین باشد که معماری زمانی ماندگار می‌شود که میان انسان و محیط، میان نیاز و طبیعت و میان گذشته و آینده تعادل برقرار کند. این معماری حاصل یک تصمیم فردی یا یک سبک از پیش تعیین‌شده نبوده، بلکه نتیجه تجربه جمعی نسل‌هایی بوده است که به‌تدریج آموخته‌اند چگونه در کنار باران، جنگل، شالیزار و زمین زندگی کنند. این دانش، حتی زمانی که شکل کالبدی آن تغییر می‌کند، همچنان می‌تواند برای امروز و آینده ارزشمند باشد.

امروز وظیفه ما تنها ثبت و نگهداری این میراث نیست؛ باید آن را بشناسیم، مستند کنیم، از آن حفاظت کنیم و اصول و مفاهیم آن را برای زندگی امروز بازخوانی کنیم. اگر معماری بومی گیلان فقط به تصویری نوستالژیک از خانه‌های قدیمی و ایوان‌های چوبی تبدیل شود، بخش مهمی از ارزش آن از دست خواهد رفت. ارزش واقعی این میراث در دانشی است که درباره اقلیم، فرهنگ، جامعه، طبیعت و شیوه زندگی در اختیار ما می‌گذارد.

هر نسل میراثی را از گذشته دریافت می‌کند و بخشی از آن را به آینده می‌سپارد. در گیلان، این میراث فقط در بناهای تاریخی شاخص خلاصه نمی‌شود؛ در یک خانه چوبی، یک ایوان رو به شالیزار، یک حیاط سرسبز، یک بازار محلی، یک بافت روستایی و حتی در شیوه‌ای که مردم برای سازگاری با طبیعت انتخاب کرده‌اند نیز حضور دارد. از این رو، معماری گیلان را باید فراتر از یک میراث تاریخی دید؛ این معماری می‌تواند منبعی برای اندیشیدن به آینده باشد. آینده‌ای که در آن توسعه به معنای حذف گذشته نیست، گردشگری به معنای مصرف میراث نیست و معماری معاصر نیز الزاماً به معنای گسست از هویت و زمینه نیست.

از همین منظر، میراث معماری زمانی زنده می‌ماند که علاوه بر حفاظت کالبدی، ارتباط آن با زندگی نیز حفظ شود. مرمت صرف یک بنا کافی نیست. ساختمانی که پس از مرمت درهایش بسته بماند و از جامعه جدا شود، بخشی از ظرفیت فرهنگی خود را از دست خواهد داد. در مقابل، بنایی که با رعایت اصول حفاظت بتواند دوباره وارد چرخه زندگی اجتماعی شود، می‌تواند به میراثی پویا تبدیل شود؛ میراثی که در کنار ارزش تاریخی، نقش فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی نیز ایفا می‌کند.

این موضوع در گیلان، با توجه به ظرفیت‌های گسترده گردشگری فرهنگی و طبیعی، اهمیت بیشتری دارد. گردشگری در این استان نباید تنها بر جنگل، دریا و چشم‌اندازهای طبیعی استوار باشد. چرا که بخشی از جذابیت واقعی گیلان در معماری خانه‌ها، بافت روستاها، بازارهای محلی، بناهای تاریخی، آیین‌ها، صنایع‌دستی و شیوه زندگی مردم نهفته است. گردشگری فرهنگی زمانی می‌تواند تجربه‌ای عمیق ایجاد کند که بازدیدکننده تنها یک بنای زیبا را نبیند، بلکه داستان آن بنا، مردم و فرهنگی را که آن را پدید آورده‌اند نیز بشناسد.

در این میان، پیوند میان معماری و صنایع‌دستی نیز می‌تواند فرصتی ارزشمند برای حفاظت و توسعه فرهنگی باشد. چوب، حصیر، سفال، بافته‌ها و دیگر هنرهای بومی، بخشی از فرهنگ مادی گیلان هستند و در بسیاری موارد با معماری و شیوه زندگی مردم ارتباط مستقیم داشته‌اند. احیای یک خانه بومی یا بنای تاریخی می‌تواند هم‌زمان زمینه‌ای برای معرفی معماری، صنایع‌دستی، غذا، پوشش، آیین‌ها و دیگر عناصر فرهنگ محلی فراهم کند. به این ترتیب، بنا از یک شیء تاریخی منفعل به بستری برای روایت فرهنگ و ایجاد فرصت‌های اقتصادی برای جامعه محلی تبدیل می‌شود.

البته حفاظت از معماری بومی نباید به معنای تبدیل روستاها و بافت‌های تاریخی به موزه‌هایی برای تماشای گذشته باشد. میراث زمانی زنده است که امکان زندگی در آن وجود داشته باشد. ساکنان محلی باید در فرآیند حفاظت نقش داشته باشند و از منافع اجتماعی و اقتصادی آن بهره‌مند شوند. اگر حفاظت از یک بنا یا بافت تاریخی به قیمت حذف زندگی و فعالیت‌های اجتماعی ساکنان انجام شود، در بلندمدت نمی‌توان از پایداری آن سخن گفت. حفاظت موفق زمانی اتفاق می‌افتد که میان صیانت از ارزش‌های تاریخی، نیازهای امروز جامعه و ظرفیت‌های اقتصادی و گردشگری تعادل برقرار شود.

میراث معماری زمانی زنده می‌ماند که در زندگی مردم حضور داشته باشد، نسل جدید را با گذشته خود پیوند دهد و بتواند برای ساختن کیفیتی بهتر در زندگی امروز و فردا الهام‌بخش باشد. گیلان، با معماری‌ای که طی قرن‌ها در گفت‌وگو با باران، جنگل، شالیزار و زندگی اجتماعی مردم شکل گرفته، نمونه‌ای روشن از همین حقیقت است؛ گذشته، اگر درست فهمیده شود، یکی از مهم‌ترین مصالح ساختن آینده است. شاید معنای واقعی میراث زنده همین باشد؛ میراثی که فقط حفظ نمی‌شود، بلکه زندگی می‌کند، الهام می‌بخشد و هر نسل، روایت تازه‌ای از آن را برای نسل بعد به یادگار می‌گذارد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405061701490
دبیر مریم قربانی‌نیا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha